آه، ای اسفند کرونایی... باید تو را دود کرد
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 13:24
تو این حال و هوا و اسفند کرونایی دوباره رو اوردم به وبلاگ نویسی. البته هنوز سرکار میرم ولی عید اسال رو دقیقا تعطیل هستم و خونه م.دیروز امیرعلی د اومده بود مطب. شیش ساله، بسیار مودب، باهوش و با نمک. حین کار میگه بهم خانوم دکتر ممنون که دندونامو درست میکنی! الهی فدات شم چقد با شعوری تو آخه. کاغذ کاربن...
آه، ای اسفند کرونایی... باید تو را دود کرد...
-
تاریخ: 1399/1/21 ساعت: 16:06
تو این حال و هوا و اسفند کرونایی دوباره رو اوردم به وبلاگ نویسی. البته هنوز سرکار میرم ولی عید اسال رو کاملا تعطیل هستم و خونه م.دیروز امیرعلی د اومده بود مطب. شیش ساله، بسیار مودب، باهوش و با نمک. حی
و خذ بقلبی الی مراشدی...
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 10:31
دوازده هفته بود که شروع کرده بودم به خوندن برای امتحان تخصص که احساس کردم خوندنش بی فایده ست و تاثیری تو زندگیم نداره شاید. گذاشتمش کنار. امروز روز دومیه که گذاشتم کنار. ته دلم هنوز قیلی ویلی میره که بخونم. کتابام دارن بهم چشمک میزنن. دلم برای خوندن میره. ولی آیا می ارزه به سختی های راه و تحمل استرس...
دریاب دمی...
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 10:31
تصمیممو گرفتم خیلی با سیدمصطفی صحبت کردیم. نتیجه ش این شد که تخصص خوندن انقدرا هم هدف بزرگی نیست برای زندی که به خاطرش همه ی هدف های دیگه م رو تعطیل کنم. هدف های دیگه م چیاست؟ به جز کار؟ ورزش، زبان، ح
مهمون داریم چه مهمونی!
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 10:31
نرگس و همسرش از دیروز مهمون ما هستن. همسرش مسابقه ماساژ داره و خودش هم اومده همراش. میخوان برای عروسیشون خرید کنن.دیروز مطب بودم.-بازم کار خانم "با.." به گیر و گره خورده. تراش روکش دادم و الهی شکر خیل
من از اون مَرداش نیستم!
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 10:31
اینا یه خانواده بودن. چهارتا خواهر و برادر قد و نیم قد. فاطمه ی دوازده ساله با چادر مشکی و حسابی محجبه که محدثه ی شیش ماهه رو داده بودن بغلش! وقتی آقای دکتر میخواست براش کار کنه کلی خجالت کشیده بود و
آقا ایز کامینگ!
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 10:31
کف کفش جدیدش سفته تق تق صدا میده، امشب برگشته خونه میگه این کفشه رو میپوشم حس میکنم آقاحسینی ام!پی نوشت یک: اهل دل میدونن چی میگم.پی نوشت دو: از جهت میزان شناخت مصطفی از اساتید من!
چی فکر میکردیم چی شد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
اون موقع ها فکر میکردم یه روزی بلاگفا پیشرفت میکنه میتونیم کامنت رنگی بذاریم، فونتشو تغییر بدیم. الان ما کجاییم تصوارتم کجاست.
انتخاب با تو
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
به زندگی خودتون و اطرافیانتون نگاه کنید، هرکسی یه جور مشکل داره، یکی فقیره، یکی مریض داره، یکی همسر خوب نداره، یکی عزیزیو از دست داده، یکی غریبه یکی دوره، یکی فرزندش خوب نیس و... زندگی بی مشکل نمیشه، خدا این دنیا رو برای ما اینجوری ساخته. اگه روزی رو تصور میکنی که مشکلات الانتو نداشته باشی، چه جور م...
پیر شدم نکنه؟
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
آنلاین میشم میبینم در هر ثانیه چقد وبلاگ تو بلاگفا به روز میشه. دوستای من از بلاگفا رخت بربستن یا من و همسنام زیادی پیر شدیم برای وبلاگ نوشتن یا چی؟!
روز اول
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
از اولشم اینجا رو ساخته بودم که روزمره هامو بنویسم. شروع میکنم ببینم خدا چی میخواد. یه همسایه ی خوب داریم اینجا که اومدیم که از برکات این خونمونه. خیلی ماهه خیلی. امروز صبح با هم رفتیم مکتب القرآن. چقدر عالی بود. چه کلاس اخلاق خوبی. چه آدمای با صفایی. چه فضای دلپذیری. چقدر همه فرهیخته و کتابخون. چقد...
روز دوم
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
گفتم بیام بنویسم شاید وقت نکنم دیگه امروز بیام. صبح قرار بود برم موسسه ابرار کلاس که کنسل شد. سه قسمت هاوس دیدم و به کارای خونه سرو سامون دادم. بلیط تئاتر خریدم بریم امشب تئاتر. منو مصطفی و زهرا. تئات
برام با ارزش بود
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
چقدر خوبه بی مناسبت به هم کادو بدیم و چقدر کادوی پریشب زهرا حالمو خوب کرد و چقدر بهش نیاز داشتم و امروز که گوشش میکردم چقدر فوق العاده بود این آلبوم مدونای دنگ شو.
ملکه باشم
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
خدا رو شکر که یه خانومم. واقعا از ته قلبم از کار کردن بدم میاد و این که مث یه ملکه بشینم خونه و به کارای مورد علاقم بپردازم برام دوس داشتنی ترینه.
...صفا هست
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
از اوایل نوجوونیم عاشق اطلاعات جمع کردن درباره ی دکور خونه ها بودم. عاشق دیدن انواع عکسای دکور منزل و محل کار. شناختن انواع سبک ها. لذت بردن از مدل های ویکتوریا. اما حالا که دارم خودم زندگی میکنم میبی
اول با خودمم. فاطمه!
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 6:34
یک طوری آدم ها را قضاوت نکنی و دو پهلو معیار نچینی که اگر عروس باشی به نفع تو باشد و همین خودت در مقام مادر شوهری هم همه چی به نفعت. پی نوشت: حق به جانب نباش.
هوای وطن
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:42
پرواز تا طلوع - هوای وطن هوای وطن تنها هوای سردی که عاشقشم و نه سرمو درد میاره نه سرماخورده م میکنه نه حتی لازمه براش شال و کلاه کنم، هوای کولرگازیه. به معنای واقعی عاشقشم.برچسبها: حاشیه ها + تاریخ | یکشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۰۹ساعت | ۱۱:۲۲ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |
حاضر جوابی می تواند خوب باشد
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:42
پرواز تا طلوع - حاضر جوابی می تواند خوب باشد حاضر جوابی می تواند خوب باشد اساسا از کودکی حاضرجواب بودم، خواهرم هم همینطور، نازنین خواهر کوچکترم هم که زبان باز کرده بود حاضرجواب بود... یادم نیست با پدرم کجا میرفتیم و بحث چه بود که برایم تعریف کرد که نازنین بر سر ماجرایی حاضرجوابی کرده، به پدرم گفتم چ...
خب تکراریا رو مجازی برگزار کنینن. مرسی اه!
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:42
پرواز تا طلوع - خب تکراریا رو مجازی برگزار کنینن. مرسی اه! خب تکراریا رو مجازی برگزار کنینن. مرسی اه! متاسفانه با پدیده هایی روبرو هستیم که هرترم آرتیکولاتور و مواد قالبگیری رو سر کلاس درس میدن بعد مبحث تازه و مهمی مث «آماده سازی دهان برای پروتز به روش جراحی» رو مجازی برگزار میکنن اونم با اسلایدایی ...
اول قرار نبود که بسوزند دانشجویان، بعداً قرار شد...!
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:42
این روزها خوبم..در حال پرواز. کسی نیست که در جاهای خالی از من زندگی کند. خودمم..خود خودم که دارم روی ابرها پرواز میکنم....fatemeh.m95@hotmail.com■دلتنگیهایم را پهن کرده ام ،گوشه ی همین حیاطهمیشه نم دارندمثل چشمانم.کاش تو باشیآفتاب بشودهمه شان خشک بشوندوای رفیقآهای رفیق..صدایم پلک نمیزندنگاهم یخ ِ یخ...